الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
246
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
و ما هو ؟ قلت : النصيحة لائمة المسلمين ، من هؤلاء الائمة الذين يجب علينا نصيحتهم ؟ معاويه و يزيد و مروان و من لا تجوز شهادته ؟ و اللزوم لجماعتهم فأىّ الجماعة ؟ مرجىء او قدرى او حرورى او جهمى قال : فاىّ الجماعة قلت : جماعة اهل بيته قال : فأخذ الكتاب فمزقه و قال : لا تخبر بهذا احدا ؛ « 1 » دل هيچ مسلمانى بر سه ويژگى دغل و خيانت نمىكند : عمل خالصانه براى خدا و خيرخواهى پيشوايان مسلمانان و همراهى با آنان . راوى مىگويد : وقتى سوار بر مركب شديم به سفيان گفتم : به خدا سوگند ! امام مسؤليّتى به گردن تو نهاد كه هرگز از عهدهء آن برنيايى ، پرسيد : چيست ؟ گفتم : خيرخواهى پيشوايان مسلمان ، اينان كدام پيشوايانند كه خيرخواهى آنان بر ما واجب است ؟ آيا مقصود معاويه و يزيد و مروان و كسانىاند كه شهادت و گواهى آنها نزد ما جايز نيست ؟ و مسؤليّت ديگر ، همراهى جماعت آنها . كدام جماعت هرچند مرجئه يا قدرى يا حرورى يا جهمى ؟ سفيان پرسيد : پس كدام جماعت ؟ گفتم : منظور امام همراهى با جماعت اهل بيت ( على ) است . راوى مىگويد : سفيان ، نامه را گرفت و پاره كرد و گفت : هيچكس را از اين ماجرا آگاه مساز . » عمرو بن عبيد : از جمله كسانى كه موجب فريب خوردن صوفيان شده ، عمرو بن عبيد است كه وضعيت او نيز در فساد مسلك و كينهء شديدش به اهل بيت عليهم السّلام مشخص است و قبلا در حديث مربوط به سفيان ، مواردى دال بر اين موضوع يادآورى شد . كلينى و شيخ صدوق و طبرسى و ديگران با اسانيد خود حديث مربوط به احتجاج هشام بن حكم با عمرو بن عبيد را درموردنياز مردم به پيشوا از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند . در اين روايت مواردى دليل بر مخالفت عمرو بن عبيد با اعتقادات شيعه و مردود دانستن آنها و تأييد هشام توسط امام صادق عليه السّلام به چشم مىخورد كه با عمرو به بحث و مناقشه پرداخت و امام عليه السّلام مناظرهء هشام را پسنديد . « 2 » كلينى در حديث ورود عمرو بن عبيد همراه با معتزله بر امام صادق عليه السّلام موضوعى را نقل كرده كه در فرض مطلوب رساتر از موضوعى تلقّى مىشود كه همراه با محمد بن عبد اللّه بن حسن خروج كرد و امام صادق عليه السّلام را به بيعت با او فراخواند و امام عليه السّلام به وى نسبت
--> ( 1 ) . كافى ج 1 ، ص 403 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 169 .